تصویر متحرک زیباسازی وب

راهی برای رفتن


نفسی برای بریدن

کوله بارم بر دوش



مسافر میشوم گاهی



عشقی برای خواندن



بغضی برای شکفتن



خاطراتم در دست



بازیچه میشوم گاهی



نگاهی در راه



اعتمادی پرپر



پاهایم خسته



هوایی میشوم گاهی



فکرهای کوتاه



صبری طولانی



صدایی در باد



زمستان میشوم گاهی



روزهای رفته



ماه های مانده



تقویم ام بی تاب



دلم تنگ میشود گاهی



جای پایی سرد



رد پایی گنگ



در این سایه ی تنهایی



چه بی رنگ میشوم گاهی



مثل کبریت کشیدن درباد زندگی دشوار است...
من خلاف جهت اب شنا کردن را
مثل یک معجزه باور دارم
اخرین دانه کبریتم را
میکشم در این باد
هرچه بادا با
د


فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست
 تا تلخي نباشد شیرینی نيست
و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ،
 آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند


می زند باران به شیشه
شیشه اما سرد و سنگین
بی تفاوت،تلخ و خاموش
شاید از یک غصه غمگین
شیشه در اوج سپیدی
خسته از دلواپسی ها
من نشسته گنگ و مبهم
می رسم تا عمق رویا
آسمان همچو دل من
خیس خیس از بی وفایی . . .